خودت را از سر راه نياورده اي ... - تاریخ: 1402/5/3 ساعت: 6:26
روی آینه ،  کف دست ، گوشه کتاب ، روی یخچال  ، آلارم موبایل  هر جا ... هر جا ...با خط قرمز بزرگ بنویسید ترجیحا که هی جلو  چشمتان باشد که بابا جان خط قرمز هر رابطه ای ، چه رابطه کاری چه رابطه عشقی چه رابطه عاطفی و چه  حتی خانوادگی " عزت نفس " است که هی حواستان باشد اگر  دارید به خیال خودتان رابطه ای ر...
مدارا ... - تاریخ: 1402/3/26 ساعت: 0:01
هر کدام از ما را چیزی نجات میداد  یکی را سفر.. یکی را کتاب.. یکی را گیاه.. یکی را نور.. یکی را موسیقی.. یکی را ... رنج ایجاب میکند به چیزی چنگ بزنیم تا احساس کنیم داریم کمتر رنج میکشیم تا برای لحظات کوتاهی رنج را فراموش کنیم و به چیزهای دیگری فکر کنیم تا بتوانیم دردناکی رنج را تاب بیاوریم.. با آدمها...
درحسرت ديدار تو !!!! - تاریخ: 1402/3/26 ساعت: 0:01
برای گفتن من ، شعر هم به گِل ماندهنمانده عمری و صدها سخن به دل ماندهصدا که مرهم فریاد بود زخم رابه پیش زخم عظیم دلم خجل مانده از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیستگر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیستسرگرم به خود زخم زدن در همه عمرمهر لحظه جز این دسته مرا مشغله ای نیست دیری است که از خانه خرابان جهانمبر س...
ن ش د !!! - تاریخ: 1402/2/31 ساعت: 14:40
دوست داشتم دوستم داشته باشی، چنان که من میخواهمت، بی وقفه و بی دلیل.. دوست داشتم باد باشم و بپیچم لای گیسوانت به تمنای بوسه های بی گناه... دوست داشتم دریای تو باشم قویِ سیاهِ مست، که در آغوش من بخرامی بی هراس توفان ها... دوست داشتم خورشید آذرماه باشم که از پس ابرها به سمت تو قد بکشم، به سمت نوازش کر...
صبور و قانع ! - تاریخ: 1402/2/31 ساعت: 14:40
نوشتهبود وقتی غمگینی چطور میخندی؟ نوشتم به کسانی که دوستشان دارم فکر میکنم. به لبخندشان. به صدایشان.   نوشته بود وقتی کم میآوری، چطور دوباره ادامه میدهی؟ نوشتم ادامه نمیدهم، شکست را میپذیرم و از اول شروع میکنم.  نوشتهبود وقتی دلت گریه بخواهد چطور صورتت را خشک نگه میداری؟ نوشتم ادب علاقه همین است، گر...
کف هرم مازولو و ديگر هيچ !؟؟ - تاریخ: 1402/2/31 ساعت: 14:40
تا حالا با آدم ضعیف تر از خودت پینگ پنگ بازی کردی ؟؟منطورم اونایی هستن   که تازه راکت بدست شده اند و چند ساعتی مربی داشته اند و تازه از استایل والیبال بیرون اومدن!!!  تو تنیس روی میز ..( با راکت اسبک میزنن !) خیلی عجیبه که اینها چون بد بازی میکنند نمیتونی ببریشون و اصلا هم مهم نیست مهارتت  چقدر باشه...
شراب و شرنگ .. - تاریخ: 1402/2/19 ساعت: 13:14
 خیال خام پلنگ من به سوی ماه پریدن بود و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود پلنگ من دل مغروزم پرید و پنجه به خالی زد که عشق ماه بلند من ورای دست رسیدن بود من و تو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری که هر دو باورمان ز آغاز به یکدگر نرسیدن بود گل شکفته خداحافظ اگر چه لحظه دیدارت شروع وسوسه ای در من ب...
ضيافت مستي .. - تاریخ: 1402/2/19 ساعت: 13:14
خوشم که عمر گران مایه را تباه نکردم به جز شراب نخوردم به جز نگاه نکردم به غیر تاک نشانان نشان کس نگرفتم به غیر ساقی مجلس به کس نگاه نکردم به جز ضیافت مستی به جز پیاله پرستی خدا گواه نرفتم خدا گواه نکردم اگر چه توبه نمودم ولی چو خواجه نبودم که صبرتا شب عید و هلال ماه نکردم به جرم دامن پاکم اگر به بند...
شاهد و ناظر ... - تاریخ: 1402/2/19 ساعت: 13:14
رشد اونجایی شکل میگیره که بعد از زخم های زیادی که بر روانت از رابطه های بلاتکلیف مونده به اون نقطه ای  تو زندگی میرسی که با تک تک سلولات باور داری به اینکه :تنها بودن ، "بهای مراقبت کردن از خودته " و کیفیت داشتن یک یا دو نفر آدم امن در زندگیت بهتر از کمیت و تعدد روابطیه که چیزی به روحت  اضافه نمیکنه...
يوهاتسو ... - تاریخ: 1402/2/10 ساعت: 0:50
یه جایی خوندم تو ژاپن یه قانونی است که " یوهاتسو "  بهش میگن ..که به فارسی میشه بخار شدن و دود شدن و رفتن به هوا ...!!! توی کشور ژاپن کمپانی هایی هست برای یوهاتسو کردن آدما !!؟؟ یعنی اگه شما دلتون خداست جوری گم بشید که هیچ اثری از شما نمونه و هیچ کس نتونه پیداتون کنه میرید سراغ این کمپانی ها که کامل...
تنهايي ! - تاریخ: 1402/2/10 ساعت: 0:50
پیامهای عمومی ارسال شده + کجای مسیر باد ایستاده ای عزیز که بوی مهربانیت می آید. + در این هنگامه شب, با خود میاندیشم . در آن گوشه غمین شهر عزیز دلخسته ام, در آغوش کدامین راهزن غریبه اسراف میشوی در حالیکه من در این گوشه غمگین تر شهر , به ذره ذره ات محتاجم ... Adblock test (Why?)
کلمات وارونه ... - تاریخ: 1402/2/10 ساعت: 0:50
تا به حال به جملات وارونه دقت کردی گنج میشود جنگ ...  چون هیچ گنجی بدون جنگ نبوده ... قهقهه میشود هق هق .. پایان  هر خنده ای گریه ای است .. ولی درد همان درد است وگرگ همان گرگ .. نمیدانم چرا "من  " بر عکس که میخوانی " نم " زده و " یار "   "رای " عوض کرده .. "راه " گویی " هار " شده و  "روز "به "زور " ...
فقط شاهد باش !!! - تاریخ: 1402/1/6 ساعت: 14:22
زمانی که دست ازمقاومت بر میداریم و شرایط خود را آنگونه که هست میپذیریم ، ناگهان همه چیز تغییر میکنند ..وقتی به خودمان این فرصت را میدهیم که بیخیال همه تنش ها و ترس ها شویم و سالم زندگی کنیم بدن و روحمان میتواند بااستفاده از توانایی هایی  ذاتیش خود را درمان کند وشفا دهد شجاعت به این معنا نیست که نمیت...
روز عشق ! - تاریخ: 1401/12/18 ساعت: 14:15
قلبم شبیه نقاشی های دوران بچگی تو خالی شده است.. از آنهایی که وقت 16 سالگی گوشه کاغذ میکشیدیم و تیر نازکی از بینش عبور میدادیم مد بود آنوقتها  کشیدن قلبهای توخالی شمع و گل و پروانه اصلن یواشکی دوست داشتن مد بود انگار.. همه چیز را گوشه کاغذ میکشیدیم با هراس گفتن .. همه  اش نگفتن بوده و با نگفتن فهمید...
عشقگي و فوت هاي عاشقانه !! - تاریخ: 1401/12/18 ساعت: 14:15
وقتی احساس تشنه بودن میکنیم میشود تشنگی .. یا ضعف ناشی از گرسنگی میشود گشنگی .. پس نیاز  مبرم به عشق هم لابد میشود عشقگی !!! شاید ما دهه پنجاهی ها نسلی بودیم که بیشتر از زندگی به عشقگی فکر میکردیم .. بچه هایی که به جای بچگی فقط دلشان میخواست که عاشق شوند .. کسی را دوست داشته باشند خیلی هایمان که هنو...
پري دريايي .. - تاریخ: 1401/12/18 ساعت: 14:15
میشد یه کافه ی ساحلی کوچک داشته باشم یه گوشه ی دنیا .. یه زن مهربون و سه تا بچه  و  یه سگ  ... غروب ها دم کافه بشینم  به تماشای دریا و باد .. و یاد بابام بیفتم که میگفت یه روز تو ساحل پری دریایی دیده ... یادم بیاد که با  تمسخر خندیم و بهش گفتم  پری دریایی وجود نداره پیر مرد .. ویادم بیاد که پک عمیقی...
بالاخره تموم ميشه ! - تاریخ: 1401/11/4 ساعت: 15:43
بالاخره یک روز تمام میشود این دنیا با تمام سربالاییها و سرپایینیهایش... آدمی که تو را رنجاند، اویی که تو را خنداند، کسی که قلبت را به درد آورد، اویی که آرامت کرد، کسی که اشکهایت را دید و لبخند زد، اویی که اشکهایت را پاک کرد و یا، با تو اشک ریخت کسی که تمام وجودش پر از مهربانی بود، و اویی که... با هم...
ريشه و تبر !! - تاریخ: 1401/11/4 ساعت: 15:43
من فکر نان شب فقط بودم او از لب و از روسری میگفت در من زنی با درد می جنگید او از فنون دلبری می گفت می گفت و من با بغض خندیدم می گفت و من صورت خراشیدم می گفت و من مردانه پوشیدم می گفت و زلفم را تراشیدم می گفت و می گفتم ولی افسوس دنیای ما با هم تفاوت داشت من احمقانه ریشه می دادم او احمقانه تر تبر بردا...
اين خط اين نشون !!! - تاریخ: 1401/11/4 ساعت: 15:43
یه روزایی هست تو زندگیم که فک میکنم اگه ننویسم حرف نزنم گریه نکنم داد نزنم قدم نزنم  سیگار نکشم دق میکنم دیگه خیلی وقته گریه نمیکنم .. نمیدونم اشگ چشام خشک شده .. باید قطره  اشگ مصنوعی بخرم..و گاهی بریزم تو چشام ... نمیدونم گاهی بغضی شدید و عمیق و حناق گونه گلومو فشار میده همون بغضی که شده ندول و تو...
دلم گرفته ! - تاریخ: 1401/8/20 ساعت: 0:51
پیامهای عمومی ارسال شده + کجای مسیر باد ایستاده ای عزیز که بوی مهربانیت می آید. + در این هنگامه شب, با خود میاندیشم . در آن گوشه غمین شهر عزیز دلخسته ام, در آغوش کدامین راهزن غریبه اسراف میشوی در حالیکه من در این گوشه غمگین تر شهر , به ذره ذره ات محتاجم ... Adblock test (Why?)