خرید بک لینک

بکبار برايم نوشتي دوستت دارم


من هزار بار خواندمش


هزار بار ضربان قلبم بالا رفت


هزار بار نفس در سينه ام حبس شد


هزار بار در وجود ريشه کرد


انگار که هزار بار شنيده ام


انگار که هزار بار نوشته اي ..


بکيار در آغوشت کشيدم


هزار بار خوابش را ديدم .. هزار بار تب کردم


هزار بار آرام گرفتم


انگار که هزار بار در آغوشم بوده اي


تو يک بار دروغ گفتي


من دروغت را هزار با ر تکرار کردم


هزار بار رويا ساختم


هزار بار باور کردم


انگار خانه ام را روي آب ساخته باشم


تو يکبار نبودي من هزار بار دنبالت گشتم


هزار بار خاموش بودي


هزار بار به در بسته خوردم


هزار بار دلم گرفت


انگار که تمام هزارانم را باخته باشم ...


غافل از اينکه


تو هميشه همان يک بار بودي


يک دوستي .. يک تب .. يک رابطه بيحاصل .. يک تجربه تلخ ..


و اين من بودم که باختم و از " يک  "   "هزار " ساخته بودم براي خود ديوانه ام ...

برچسب: نویسنده: کامران موسوی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 4:13

صفحه بندی