خرید بک لینک

ديد مجنون را شبي ليلا به خواب 
کاسه اي در دست دارد خيس آب

گفت او را چيست اي شيداي من؟
در جوابش گفت اي ليلاي من

کاسه ي آب است اما آب نيست
باده ي ناب است اما ناب نيست

اينکه ميبيني حاصل افسون توست
دسترنج هق هق مجنون توست

سوختم در آتش بيداد تو
ريختم هر قطره اش با ياد تو

ابر بودم تشنه ي ليلا شدم ،
بس که باريدم تو را دريا شدم

عشق اگر روزي تو را افسون کند؟
ليلي اش را تشنه ي مجنون کند ...

برچسب: نویسنده: کامران موسوی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 4:13

صفحه بندی