تو حق نداري عاشقِ کسي بماني که سال هاست رفته تو مالِ کسي نيستي که نيست اسمِ دردهاي مزمنت را عشق بگذاري مي تواني مديونِ زخم هايت باشي اما محتاجِ آنکه زخميَت کرده نه دست بردار از اين افسانه هاي بي سر و ته که به نامِ عشق فرصتِ عشق را از تو مي گيرد آنکه تو را زخميِ خود مي خواهد آدمِ تو نيست آدم نيست و تو سال هاست حواي بي آدمي حواست نيست ((افشين يداللهي))
تو حق نداري
برچسب:
نویسنده: کامران موسوی